شتاب /ʃetɒːb/ NounEnglishmomentumहिन्दीरफ़्तारExampleکمپین پس از سخنرانی نامزد، **شتاب گرفت** (نیروی محرکه / تکانه / شتاب).The campaign gathered momentum after the candidate's speech.استفاده از فعل «گرفتن» بسیار رایج است.