عجله /ædʒæle/ Noun

English
rush
हिन्दी
जल्दबाज़ी

Example

  • هجوم ناگهانیِ مردم به سمت صحنه، منظره‌ای دیدنی بود. [هجوم / شتاب / فوران]
  • There was a sudden rush of people toward the stage.
  • هجوم (Hojoom) برای جمعیت بسیار مناسب است.