شیرجه زدن /ʃiːrdʒɛ zædæn/ فعلEnglishplungeहिन्दीउतरनाExampleاو تعادلش را از دست داد و صد فوت به پایین [شیرجه زد/فرو رفت].She lost her balance and plunged 100 feet to her death.در اینجا 'شیرجه زدن' حس سقوط فیزیکی را میرساند.