تبعید /tæbˈjiːd/ NounEnglishexileहिन्दीनिर्वासनExampleاو بیست سال در **تبعید** زیست. (زیستن در تبعید / غربت / آوارگی)He lived in exile for twenty years.تبعید بار معنایی رسمی و سیاسی قویتری دارد.