تخممرغ /toχmeˈmorɣ/ Noun
- English
- egg
- हिन्दी
- अंडा
Example
- مرغ ماده بر روی تخمها مینشیند تا جوجهها بیرون بیایند (بیدار کردن / زنده کردن / پرورش دادن) — از: The female sits on the eggs until they hatch.
- The female sits on the eggs until they hatch.
- این عمل نشاندهندهٔ صبر و مراقبت عمیق است.