یکبار /yek.bɒːr/ AdverbEnglishonceहिन्दीएक बारExampleمن فقط یک بار به آنجا رفتهام؛ «یک بار» (تنها یک بار) رفتم.I've only been there once.در فارسی، تأکید بر «فقط» است.