شیفته / خورهی... /ʃiːfteh/ Noun
- English
- enthusiast
- Bahasa Indonesia
- pecinta
Example
- او یک «علاقهمندِ» باغبانی جدی است. (او در باغبانی بسیار علاقهمند است.)
- She is a dedicated gardening enthusiast.
- استفاده از ساختار وصفی (علاقهمندِ) رایجتر از اسم خالص است.