الماس /ælˈmɒːs/ Noun
- English
- diamond
- Bahasa Indonesia
- berlian
Example
- او یک گردنبندِ [الماسِ گرانبها] خیرهکننده به مراسم پوشیده بود.
- She wore a stunning diamond necklace to the gala.
- استفاده از ترکیب اضافی (کسره) بین الماس و گرانبها برای زیبایی بیشتر.