بدبخت /bædˈbæxt/ AdjectiveEnglishmiserableBahasa IndonesiameranaExampleاز سرما و خیسی، ما واقعاً **دچار رنجی جانکاه** بودیم.We were cold, wet, and thoroughly miserable.استفاده از ترکیب «رنج جانکاه» برای تأکید بر عمق احساس.