هر /hær/ Preposition
- English
- per
- Bahasa Indonesia
- per / setiap
Example
- بلیتها پنجاه دلار «به ازای هر» نفر است. (به ازای هر / فی / هر یک) — این عبارت رایجترین شکل انتقال مفهوم است.
- The tickets are fifty dollars per person.
- در فارسی مدرن، «به ازای هر» رایجترین معادل است.