به ترتیب /be tærˈtiːb/ Adverb

English
respectively
Bahasa Indonesia
masing-masing

Example

  • خودروهای قرمز و آبی به ترتیب، بیست هزار و بیست و پنج هزار دلار قیمت داشتند — به ترتیب (به تناسب / به نوبت).
  • The red and blue cars cost $20k and $25k respectively.
  • استفاده از 'به ترتیب' در انتهای جمله، ارتباط را محکم می‌کند.