بیشمار /biːʃoʊmɒːr/ Adjective
- English
- countless
- Bahasa Indonesia
- tak terhitung
Example
- بارها به او هشدار دادهام؛ **بیشمار** بار به او تذکر دادم.
- I've warned her countless times.
- استفاده از 'بیشمار' در اینجا حس تکرار و خستگی گوینده را منتقل میکند.