نماینده تام‌الاختیار /næmɒːjændeye tɒːm-ol-extijɒːr/ Noun

English
commissioner
Bahasa Indonesia
komisaris

Example

  • کمیسیونر بازرگانی مذاکرات قرارداد جدید را به سرانجام رساند.
  • The trade commissioner negotiated the new deal.
  • در اینجا «کمیسیونر» به عنوان یک عنوان رسمی بین‌المللی به کار رفته است.