دستاورد /dæstɒːˈværd/ Noun
- English
- accomplishment
- Bahasa Indonesia
- pencapaian
Example
- فارغالتحصیلی با رتبهٔ ممتاز، بزرگترین [دستاورد] او بود.
- Graduating with honors was her proudest accomplishment.
- در اینجا دستاورد حس غرور و نتیجهٔ نهایی را منتقل میکند.