فلش /flæʃ/ Noun

English
flash
Bahasa Indonesia
kilat

Example

  • رعد و برق، آسمان را [جرقه/نور ناگهانی/فلاش] زد و همه جا روشن شد.
  • A flash of lightning lit up the room.
  • استفاده از 'جرقه' برای اشاره به نور شدید رعد و برق رایج است.