تشخیص دادن /tæx.jiːz dɒː.dæn/ Verb
- English
- detect
- Bahasa Indonesia
- mendeteksi
Example
- آزمایشها برای کشف کردنِ بیماری در مراحل اولیه طراحی شدهاند.
- The tests are designed to detect the disease early.
- استفاده از ساختار مجهول در فارسی برای تأکید بر ابزار.