کسلکننده /kæ.sæl.konæn.dɛ/ Adjective
- English
- dull
- Bahasa Indonesia
- membosankan
Example
- زندگی در یک شهر کوچک میتواند بهشدت خستهکننده [ملالآور / بیروح / کسلکننده] باشد.
- Life in a small town could be deadly dull.
- تأکید بر تکرار و فقدان محرکهای جدید.