محدودیت /mæhduːdiːjæt/ Noun

English
restriction
Bahasa Indonesia
batasan

Example

  • محدودیت‌های جدید واردات، چرخه‌ی تأمین ما را کُند کرده است. (محدودیت‌های سخت‌گیرانه / کُند کردن / زنجیره‌ی تأمین)
  • The new import restrictions have slowed down our supply chain.
  • در اینجا «محدودیت» بار قانونی و تجاری دارد.