کامل /kɒːmel/ Adjective
- English
- total
- Bahasa Indonesia
- keseluruhan/sepenuhnya
Example
- فاجعهای **کُلّی** بود. (فاجعه / نابودی / ویرانی) — این یک فاجعهی تمامعیار بود.
- It was a total disaster.
- استفاده از «کُلّی» در اینجا حس یک شکست بزرگ را منتقل میکند.