مزاحم شدن /moˈzæːhɛm ʃoˈdæn/ Verb

English
disturb
Bahasa Indonesia
mengganggu

Example

  • ببخشید که مزاحمِ شما می‌شوم، اما می‌توانم لحظه‌ای صحبت کنم؟
  • I'm sorry to disturb you, but can I talk to you for a moment?
  • استفاده از 'مزاحم شدن' برای ادب در مکالمات روزمره ضروری است.