نصب کردن /næsb kær.dæn/ Verb
- English
- install
- Bahasa Indonesia
- menginstal
Example
- برنامهریزی کردهاند که سیستم زهکشی جدید را [نصب کنند].
- They're planning to install a new drainage system.
- استفاده از «نصب کردن» برای زیرساختهای فیزیکی هم کاملاً طبیعی است.