نگهبان /negæhˈbɒːn/ Noun

English
guard
Bahasa Indonesia
penjaga

Example

  • نگهبانِ زندان در محوطه قدم می‌زد. (پاسدار / مراقب / نگهدار)
  • The prison guard walked the perimeter.
  • «نگهبان» برای موقعیت‌های امنیتی روزمره رایج‌ترین است.