در مجموع /dær mædʒmuːʕ/ Adjective
- English
- overall
- Bahasa Indonesia
- secara keseluruhan
Example
- هزینهٔ **کلی** بازسازی بیشتر از حد انتظار بود. (هزینهٔ **سراسری** / هزینهٔ **جامع**)
- The overall cost of the renovation was higher than expected.
- در اینجا 'کلی' بهترین انتخاب برای اشاره به مجموع هزینههاست.