سهمیه /sæhmiːjɛ/ Noun
- English
- quota
- Bahasa Indonesia
- jatah
Example
- کشور، **سهمیهٔ** واردات غلات را به شدت **تعیین کرده است** (سهمیه / تعیین کردن / محدودیت) — این کشور برای کالاهای خاص، محدودیت رسمی دارد.
- The country has a strict import quota on grain.
- استفاده از «تعیین کردن» برای نشان دادن رسمیت تخصیص.