سرپرست /sær.pæræst/ Noun
- English
- supervisor
- Bahasa Indonesia
- pengawas
Example
- سرپرستِ من درخواست مرخصیام را تأیید کرد. (تأیید کردن / تصویب کردن / امضا کردن)
- My supervisor approved my leave request.
- استفاده از «سرپرست» در محیط کار مدرن بسیار رایج است.