تصور /tæsavvor/ Noun

English
notion
Bahasa Indonesia
gagasan samar

Example

  • او یک **تصورِ** مبهمی از آنچه می‌خواست به دست آورد، در سر داشت. (تصور / اندیشه / باور)
  • She had a vague notion of what she wanted to achieve.
  • استفاده از «در سر داشتن» برای ایده‌های ذهنی بسیار رایج است.