وکیل /vækiːl/ Noun
- English
- solicitor
- Bahasa Indonesia
- konsultan hukum
Example
- نخستین گام او تماس با یک وکیل دادگستری برای دریافت مشاوره بود.
- Her first step was to contact a solicitor for advice.
- استفاده از «وکیل دادگستری» در این بافت، رسمی و دقیق است.