دستیار /dæstjɒːr/ Noun

English
aide
Bahasa Indonesia
pendamping

Example

  • یاران کاخ سفید، اسناد توجیهی را آماده کردند.
  • The White House aides prepared the briefing papers.
  • یار (جمع: یاران) بار ادبی دارد و برای مقامات عالی‌رتبه مناسب است.