آمادگی /ɒːmɒːdeɡiː/ Noun

English
preparation
Italiano
preparazione

Example

  • تیم هفته‌ها در «آمادگی» برای مسابقات قهرمانی بود. (آماده‌سازی / مهیاسازی / تدارک)
  • The team spent weeks in preparation for the championship.
  • استفاده از «آمادگی» در اینجا بسیار رایج و طبیعی است.