آتش‌بازی /ɒːtæʃbɒːziː/ Noun

English
firework
Italiano
focolaio

Example

  • کودکان از دیدنِ [آتش‌بازی] هیجان‌زده بودند.
  • The children were excited to see the fireworks.
  • استفاده از حرف اضافه «از» پس از فعل ادراکی (دیدن).