بزرگسال /bozorgsɒːl/ Noun

English
adult
Italiano
adulto

Example

  • کودکان باید با یک بزرگسال همراه باشند.
  • Children must be accompanied by an adult.
  • در فرهنگ ما، همراهی بزرگسال نشانه حمایت و امنیت است.