برجسته /bor.dʒæs.tɛ/ Adjective
- English
- prominent
- Italiano
- di spicco
Example
- او یک چهرهی «برجسته» در صنعت تکنولوژی است. (چهرهی نامدار / شخصیت بارز / فرد مشهور)
- She is a prominent figure in the tech industry.
- استفاده از «چهره» (figure) در فارسی بسیار رایج است.