درنگ کردن /dæræng kær dæn/ Verb

English
linger
Italiano
indugiare

Example

  • مهمان‌ها در راهرو پس از پایان مهمانی، به تأخیر انداختند. (به تأخیر انداختن / ماندن / به طول انجامیدن)
  • The guests lingered in the hallway after the party ended.
  • استفاده از «به تأخیر انداختن» حس ماندن غیرضروری را منتقل می‌کند.