چوب /tʃuːb/ Noun

English
wood
Italiano
legno

Example

  • او مقداری چوب برای آتش هیزم کرد. (تراشیدن / بریدن / جمع کردن)
  • He chopped some wood for the fire.
  • بریدن چوب برای آتش رایج‌ترین کاربرد است.