در نتیجه /dær nætiːˈdʒe/ Adverb
- English
- consequently
- Italiano
- di conseguenza
Example
- شرکت هزینهها را کاهش داد؛ در نتیجه، کیفیت آسیب دید. [کاهش یافتن / ضربه خوردن / متضرر شدن]
- The company cut costs; consequently, quality suffered.
- استفاده از «در نتیجه» بسیار رایج و خنثی است.