ملوان /mællɒːn/ NounEnglishsailorItalianomarinaioExampleدریانوردِ با تجربه طنابها را پیش از طوفان بررسی کرد.The sailor checked the ropes before the storm.استفاده از «دریانورد» لحنی فاخرتر از «ملوان» دارد.