دگرگون کردن /dæɡærˈɡuːn kærˈdæn/ VerbEnglishtransformItalianotrasformareExampleنورپردازی جدید، فضا را [دگرگون کرد]. — این کلمه حس زیباییشناسی مدرن دارد.The new lighting transformed the room.استفاده از 'فضا' به جای 'اتاق' برای حس مدرنتر.