دیکتاتور /dik.tɒː.tɔːr/ Noun
- English
- dictator
- Italiano
- dittatore
Example
- کشور از دست مجموعهای از دیکتاتورهای نظامی رنج برد. (حکومتهای [مستبد] / [خودکامه] / [استبدادی])
- The country suffered at the hands of a series of military dictators.
- استفاده از 'مجموعهای از' نشاندهنده تکرار این پدیده در تاریخ است.