دوست /duːst/ Noun

English
friend
Italiano
amico

Example

  • می‌خواهم با یک دوست برای صرف قهوه دیدار کنم.
  • I'm meeting a friend for coffee later.
  • استفاده از «دیدار کردن» به جای «ملاقات کردن» صمیمی‌تر است.