قانون /ɢɒːnuːn/ Noun
- English
- rule
- Italiano
- regola
Example
- او برای مستأجرانش [قانون: وضع کردن/تعیین کردن/اجرا کردن] سختگیرانهای وضع کرد که شامل پرداخت بهموقع اجاره بود.
- She laid down strict rules for her tenants, including prompt payment of rent.
- «وضع کردن» رایجترین فعل برای قانون است.