حسابدار /hesɒːbdɒːɾ/ Noun
- English
- accountant
- Italiano
- commercialista
Example
- با **حسابدار** ارشد شرکت صحبت کردیم. (حسابدار / دفتردار / محاسب) — لحن: رسمی و حرفهای
- We talked to the company’s chief accountant.
- استفاده از «ارشد» برای نشان دادن مقام مدیریتی رایج است.