جانشین /dʒɒːnʃiːn/ Noun
- English
- successor
- Italiano
- successore
Example
- جانشینِ احتمالیِ رهبر حزب کیست؟ — این واژه در فضای سیاسی بسیار رایج است.
- Who is the likely successor to the party leader?
- استفاده از کسره اضافه (جانشینِ) برای اتصال به مضافالی ضروری است.