زمینه /zæmiːne/ Noun

English
field
Italiano
campo

Example

  • مجبور شدیم از یک **میدانِ** شخم‌زده عبور کنیم.
  • We had to walk across a ploughed field.
  • میدان در اینجا به زمین کشاورزی اشاره دارد.