امیدوار /omidiːvɒːɾ/ Adjective

English
hopeful
Italiano
speranzoso

Example

  • من **امیدوارم** که خانه‌ی مناسبی خیلی زود پیدا کنیم. (امیدوار بودن / دل بستن / چشم داشتن)
  • I feel hopeful that we'll find a suitable house very soon.
  • استفاده از فعل 'بودن' با صفت 'امیدوار' بسیار رایج است.