پیش‌بینی کردن /piːʃ.biː.niː.kær.dæn/ فعل

English
anticipate
Italiano
prevedere

Example

  • ما **پیش‌بینی نمی‌کنیم** (تصور کردن / انتظار داشتن / مورد نظر داشتن) مشکل عمده‌ای در عرضه اولیه داشته باشیم.
  • We don't anticipate any major problems with the launch.
  • استفاده از فعل مرکب رایج‌ترین حالت است.