پوشیدن /puːʃiːdæn/ Verb

English
wear
Italiano
indossare

Example

  • او یک حلقهٔ طلایی «بر تن دارد» (پوشیدن / به تن داشتن / استفاده کردن)؛ زیباییِ ظریفِ آن چشمگیر است.
  • She wears a gold ring.
  • استفاده از «بر تن داشتن» برای زیورآلات بسیار رایج است.