سازمانی /sɒːzmɒːniː/ AdjectiveEnglishorganizationalItalianoorganizzativo/aExampleتیم با موانعِ **سازمانی** چندی روبهرو شد.The team faced several organizational hurdles.استفاده از 'سازمانی' برای اشاره به مشکلات سیستمی و ساختاری شرکت.