سلامتی /sælæmætiː/ Noun

English
health
Italiano
salute

Example

  • ورزش منظم برای [سلامتی] درازمدت شما حیاتی است.
  • Regular exercise is vital for your long-term health.
  • سلامتی در اینجا به معنای وضعیت کلی بدن است.