اسلش /slæʃ/ VerbEnglishslashItalianotranciare / barra obliquaExampleمهاجم با تیغ، لباس قربانی را پاره کرد (پاره کردن / شکافتن / بریدن).The attacker slashed the victim's coat.در اینجا 'پاره کردن' حس آسیب ناگهانی را منتقل میکند.