سوراخ /suːˈɾɒːx/ NounEnglishholeItalianobucoExampleاو در باغچه یک سوراخ عمیق کند. (کندن / ایجاد کردن / ساختن)He dug a deep hole in the garden.«کندن» رایجترین فعل برای سوراخ فیزیکی است.